|
|
|
|
باید از مادرم بپرسم مطمئن است وقت تولد چشمهایم گارانتی نداشت ؟! این روزها به تو که فکر می کنم بدجوری چکه می کند !
photo by : me
+
تاريخ شنبه 8 بهمن1390ساعت 3:0 نويسنده تنهایی
|
دیوار های دنیا بلند است و من گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار ... مثل بچه بازیگوشی که توپ کوچکش را از سر شیطنت به خانه همسایه می اندازد ... گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار ... آن طرف حیاط خانه خداست ... آن وقت هی در می زنم ... در می زنم .... در می زنم .... می گویم دلم افتاده توی حیاط شما ... می شود دلم را پس بدهید ؟! کسی جوابم را نمی دهد ... کسی در را باز نمی کند ... ولی همیشه دستی دلم را می اندازد این طرف دیوار ... و من این بازی را دوست دارم ... همین که دلم پرت می شود این طرف دیوار ... همین که ... من این بازی را ادامه می دهم و اینقدر دلم را پرت می کنم تا خسته شوند ... تا دیگر دلم را پس ندهند ... تا آن در را باز کنند و بگویند : بیا خودت دلت را بردار و برو ... آن وقت من می روم و دیگر هم بر نمی گردم...
(عرفان نظر آهاری)
+
تاريخ چهارشنبه 5 بهمن1390ساعت 2:24 نويسنده تنهایی
|
می گفت شب قبل اش حسابی برف باریده بود ... از آن برفهایی که کمتر سابقه داشت ... به سختی به بیمارستان رسیده بودند .... اضطراب جنگ را هم می شد در چهره آدمها دید ... می گفت حدود ساعت ۶ صبح بود که به هر جان کندنی بود به این دنیا آمدی و ... و هنوز هم جان می کَند دل ... تا دل باز کند از غیر تو ...
تولدم مبارک ....
پ . ن: رحلت پیامبر اسلام (ص) .... شهادت امام حسن (ع) و شهادت امام رضا (ع) را نیز تسلیت می گویم ...
+
تاريخ یکشنبه 2 بهمن1390ساعت 0:1 نويسنده تنهایی
|
راحت کنارم بنشین نه چشمان آبی ات نه موهای طلایی ات مطمئن باش دلم دیگر بند این عشق ها نمی شود فقط کمی از فردای روشن برایم بگو ....
+
تاريخ چهارشنبه 28 دی1390ساعت 3:1 نويسنده تنهایی
|
موضوع قتل از روی ترحم و یا به اصطلاح انگلیسی "Euthanasia" یکی از مطالبی است که خیلی وقت است در جهان مطرح شده و اخیرا باز در اینجا بر سر قانونمند کردنش بحث و اختلاف ایجاد شده است. این اصطلاح به معنای کشتن کسی است که به شدت درگیر بیماری است و درد و رنج زیادی تحمل می کند و در واقع مرگ برای وی راحتر از زندگی در آن شرایط است. این نوع مرگ خود دارای تقسیمات مختلفی است. برخی کشورها مانند آمریکا و سوییس در صورت رضایت قبلی بیمار و وجود شرایط خاص این نوع مرگ را اجازه می دهند و برخی کشورهای خاص مثل هلند این نوع مرگ را بدون اجازه بیمار نیز اجرا می کنند. این عمل دارای دو جنبه متفاوت است. از طرفی گاهی بیمار و یا فرد دارای کهولت سن به وضعی می افتد که دیگر قادر به حرکت و انجام ابتدایی ترین امور شخصی خود هم نیست و حتی هوش و حواس خود را کاملا از دست داده است و واقعا زندگی سختی را می گذراند. از طرف دیگر اغلب ادیان آسمانی مرگ و زندگی را تنها در حوزه اراده خدا می دانند و این کار را مغایر با اصل آفرینش می دانند. در حقوق ایران این عمل ممنوع می باشد ولی کسی که با فردی در این شرایط رو به رو شده باشد می داند که تصمیم گیری و رد کامل این نظریه چندان هم آسان نیست.
+
تاريخ دوشنبه 26 دی1390ساعت 3:1 نويسنده تنهایی
|
رو به روی تلویزیون ال سی دی بزرگی نشسته اند و با خوشحالی به خبری که در مورد ترور اخیر و به شهادت رسیدن دو نفر در ایران پخش می شود نگاه می کنند ... لهجه بریتانیایی شان بدجوری مشخص است ... من هم از دور نگاهشان می کنم و حرص می خورم ... اگرچه آرزوی خوبی نیست ولی کاش می آمدند رسما اعلام جنگ می کردند ... آن وقت باب شهادت باز می شد و تکلیف ما هم مثل روز روشن بود ...
پ . ن: گله کم نیست ولی لب ز سخن خواهم بست ... اگر آن چهره به لبخند لبی بگشاید پ . ن: السلام علیک یا عین الله فی خلقه...
+
تاريخ جمعه 23 دی1390ساعت 3:8 نويسنده تنهایی
|
نشستهای توویِ سینه ام مثلِ تیر چند پَر نه میشود دَرَت آورد نه گذاشت که بمانی ...!
(رضا کاظمی)
+
تاريخ دوشنبه 19 دی1390ساعت 2:18 نويسنده تنهایی
|
|
|